تعریضی در حاشیه‌ی یک روز ابری

۱. عزیزی برایم نوشت که باید پاسخی بنویسی. پیش خود گفتم: پاسخ را به پرسش می‌نویسند و حضور پرسش معطوف به تقلا و جستجوی حقیقت است. اگر جز این باشد ماجرای صدایی‌ست، خشمی‌ست، عقده‌ایست که انعکاسی می‌جوید و تسلطی به مدد این و آن پژواک تهی. می‌نویسم، نه برای آن‌که …

آواز پیاده نظام بی‌خانه، روی خاکستر پریش یک آشیانه…

  ۱. وقتی اسپانیایی‌ها به قاره‌ی آمریکا رسیدند، پَری بر کلاه سربازانشان بود و در افسانه‌های محلی این قاره، نجات‌دهنده پوشیده به پَر از دریا فراز می‌آمد. این سمبولیسم، اسب تروای این قاره بود در میانه‌ی موقعیتی از آشوب‌های داخلی، تنش‌های متعدد قومی و نبود قدرتی متمرکز. نه آزتک امپراطوری …

ایالت تبعید | کتاب شعری از کریستینا پری روسی

کریستینا پری روسی، شاعر و قصه‌نویس بزرگ اروگوئه‌ای در سال ۱۹۴۱ در مونته‌ویدئو به دنیا آمد. از وقتی ادبیات آمریکای لاتین، پا به پای انقلاب‌هایش، غریو هویت و استقلال بلند کرد، کریستینا به عنوان یکی از موثرترین چهره‌های این جریانِ «بوم» یا «غریو»، بی‌خستگی قلم زد و نقشی نازدودنی در …

أحنُّ إلى خُبز أُمّي

در اوان ورودم به مکزیک، وقتی یکی از سلسله کشتارهای غزه اتفاق افتاد، قرار بود در برنامه‌ای با حضور بعضی از مهمترین چهره‌های ادبیات آمریکای لاتین سخنرانی کنم. النا پونیاتوسکا، مارگو گلانتز، ماریو به‌یاتین، هومرو آریدخیس و بسیاری دیگر در آن‌جا بودند. آن‌روز، گفتارم را بر محور دو شعر تنظیم …

فرشته‌ی بی‌کلام

سه روز پیش، دوست نازنین‌ام، آنخل گیندا از دنیا رفت. سرطان او را با خود برد. هرچه شور حیات در او بود، ذره به ذره به تحلیل رفت و خسته، جان داد. هشت سال پیش، من و مارسلو و آنخل، با هم وصیت‌نامه‌ی مشترکی نوشتیم که خاکسترمان را در کجای …

خبرهای اون‌ورِ آب| کریستینا پری روسی

خاله آنخلا هر بار که به ما سر می‌زنه حالتو می‌پرسه. من خودمو به اون راه می‌زنم. بش می‌گن طفره رفتن؟ گربه از پنجره پرید و گم و گور شد مسائل گربه‌ها مسائل آدم‌ها. یخبندون همه‌ی درختا رو سوزوند فقط یه درخت لیمو زنده موند تک و تنها وسط طوفان. …

خوردن اخلاق | کریستینا پری روسی

و نمی‌دونم از کجا روزنامه‌نگاری اومد‌ که بپرسه تبعید واسه ما چه معنایی داره. نمی‌دونم از کجا می‌اومد اون روزنامه‌نگار. ولی گذاشتم از در بیاد تو، به هرحال مرطوب بود اتاق، سرد بود دو روزی می‌شد غذا نخورده بودیم فقط نون بود و آب از اون دور دورا، نامه‌ها خبرای …

بیماری‌های زبان

عمو جان، خسته‌تر از آنم که از این روزهای آشفته برایت بنویسم. سخت مشغول کارم تا هجرتی دیگر را ممکن کنم. این‌بار هجرتی از جهان کلمات به عالم اعداد‌. پیشه‌ورانِ کلمات در زبان ما، سیاست‌مداران‌اند و نه شاعران. لئون فیلیپه، که از تبعید مکزیکی‌اش، اسپانیای فرانکو را نظاره می‌کرد می‌گفت: …

آغاز سخن

نازنین-رفیقِ سالیان، عموی مهربان، نامه‌ی دوم‌ات را نخوانده گریسته بودم. می‌دانستم استخوان‌هامان با هم حرف می‌زنند. روایت گوشت و پوست نیست: مکالمه‌ای‌ست میان هرچه در من و تو دیرتر فساد می‌پذیرد. شالوده‌ای که شالوده‌ای دیگر را به بر گرفته‌است. در سرسرای آن معماری ویران، با من گفتی که حافظ، بازی …

زبیگنیف هربرت، شاعر حماسه و عصیان

زبیگنیف هربرت، شاعر بزرگ لهستانی در ۲۹ اکتبر سال ۱۹۲۴ بدنیا آمد و در در ۲۸ جولای سال ۱۹۸۸ درگذشت. هربرت، یکی از موثرترین شاعران اروپایی قرن گذشته بود. هم مبارزه‌ی چریکی را زیست، هم مبارزه‌ی سیاسی و هم تبعید را. در یادداشتی، خود را هلنی می‌خواند، چرا که گمان …

این فضا، به یاد و خاطره‌ی دوست، امید علمدار میلانی، دوباره جان می‌گیرد. سال‌ها پیش، با هم مجله‌ی آنارکومارکسیستی خوشه را در همین حوالی راه انداخته بودیم. حالا این دنج می‌شود کلبه‌ی زمزمه‌ی سایه‌هامان، در فقدان و خاطره.

برگشت به بالای صفحه